حق هویت و تگ وندتا
-
تاریخ: 1403/5/30 ساعت: 12:18
حق هویت و تگ وندتا قفل شده در اپلیکیشن سروش پلاس توسط دارک کبیرhttps://splus.ir/maker_Vendettahttps://splus.ir/Fabricator_Vendettahttps://splus.ir/khaleq_Vendettahttps://splus.ir/Creator_vendettahttps://splus.ir/the_creator_Vendetta@MR_VENDETTA Adblock test (Why?)
لینک مستقیم
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 22:06
DARK is a stealth action game with RPG elements that lets you slip into the role of the ultimate killer… a vampire. Stalk you enemies from the shadows then use powerful vampire abilities to attack and silently dispatch them! The exciting story of DARK immerses you in a world full of blood and darkne...
لینک دانلود فیلم.حتما این بازی رو تماشا کنید وخودتون حدس بزنید.
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 22:06
لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید. http://uplod.ir/h7po2n6wt0ip/4_408141254556123242.mp4.htm تاريخ : یکشنبه سوم بهمن ۱۳۹۵ | 22:28 | نویسنده : سیداحمدافسریان | لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
صبر
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 13:49
من صبورم اما آه این بغض گران صبر چه می داند چیست!
سجده ی شکر (شعر از خودم)
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 13:48
میروی و گریه می آید مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد ساعتی،لختی بمان و در امان گیر این آتش از این خاکسترم این تن خسته و باد رهگذر الامان و الامان و الامان بشنو فریادم و آهم گیر،گبر! یا مرا ده همچو عیوبی زصبر لعن اورا که بگفتا این روان مهر آن کس که برفت از دیدگان پس چرا این ره مرا چون آتشی ست کو بگفتی ...
چون منی (شعر از خودم)
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 13:48
به خود نیامدم به ره به خود نمیتوان برفت همی شنو که این نگار سوار رخش روزگار مرا به سر،مرا به پا همی کشد به بند ها که چون تویی همی مرا؟ به خود نمیکنی نگاه؟ به چون خودی نگاهم است مگر مرا چه عیب هست؟ مگر مرا چه عیب بود ؟ که مستحق به توبه بود؟ شکایتم ز ابر هاست ز ابر های رو سیاست که چون منی به گریه است ...
یار فراموش کار من
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 23:53
یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی یادت بخیر یار فراموش کار من!
مرگ
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 19:41
+دلم مرگ میخواهد.. بی صدا..بی هیاهو..بی شلوغی..بی گریه ها و زجه های مادرم..ارام محوشوم از صفحه زندكی... كاش میشد مرد،بی انكه مادربفهمد..
باران
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 19:41
مي روي و گريه مي آيد مرا ساعتي بنشين كه باران بگذرد!
سیب
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:10
توبه من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره ای از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من دوید سیب را دست تو دید غضب الود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز.... سالهاست که در گوش من آرام آرام خشخش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم ...
یاد خدا
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:09
پشت هر کوه بلند سبزه زاری ست پر از یاد خدا و در این باغ کسی میخواند که خدا هست دگر قصه چرا
حال خوب
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:09
حالم خوب است و اتفاقا این بار باور کن
ایمان
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:09
من ب خدای تو مومن بودم و تو ب چشمهای خودت ایمانمان را معامله کردیم حالا من مانده ام و ایمان ب چشمهایی ک نیست و خدایی ک با خودت بردی...
چهار پایه
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:09
درون من افکاری موج میزند که مدام طناب می شود بر گردن چهار پایه ای نیست ...